ميرزا احمد ميرزا خداوردى

28

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

ايشان گوش مىدادند و در ميان قلعه از راه شوخى بناى بازى كردند كه دورانه‌دكدى « 1 » باشد ، گذاشتند و در اثناى بازى ، هر دو نفر سه « 2 » نفر به يكى [ از ] برادران آقا عبدل چسپيدند و خنده كردند . ايشان گفتند : در چه حركت هستيد ؟ ايشان گفتند : آقاها مقام بازى است ، فكر علاحده « 3 » نكنيد . خلاصه آنها با كمال اطمينان گرفتند ، بال‌بسته آوردند به حضور خان و خان آنها را محبوس فرمود . خودش با قشون خود داخل قلعه گشت [ و ] به امر حكومت اقدام فرمود . و اينجانب با پدرم رفتم به قريهء عنبران « 4 » و به خانهء دوستان خودم كه كدخدا حاجت خان بوده باشد ، تا اينكه رموزى از اشياء غارت شدهء خودمان بيرون آورده باشيم . شب در خانهء كدخدا حاجت خان براى ماها لحاف آوردند و خوابيديم . صبح ملاحظه نموديم همين لحافها مال خودمان است و من بر پدرم خطاب كردم : همين لحاف از مالهاى غارت‌گشتهء ماها است . چون كه [ پدرم ] مردى فقير و محجوب بود ، از راه خجالت به من گفت : آشكار مكنيد ، اينها خجالت مىكشند ! من گفتم : « 5 » اى پدر فقير ! اينها در وقت غارت خانه‌هاى « 6 » ما هيچ خجالت نكشيدند ، من براى مال خودم چرا خجالت كشيده باشم ، اين تكليفى نيست كه شما به ما مىكنى . خلاصه آمدم به نمين ، به حضور خان عرض كردم : فدايت شوم ! بنده پسر همان پيره‌مرد هستيم كه شما در شاه آغاجى « 7 » وعده داديد ، انشاءالله يكى بر صد عوضش از آنها مال شما را مىگيرم . فدايت شوم ! حالا به عينه مال خودم را ديده و پيدا كرده‌ام در خانهء كدخدا حاجت خان

--> ( 1 ) . قاب‌بازى در سراسر منطقهء تالش شمالى و جنوبى به گستردگى رواج داشت . شركت‌كنندگان در بازى نقش شاه ، وزير ، فراش و گناهكار داشتند . بازيگران استخوانى را كه از زانوى گوسفند گرفته بودند ، مىانداختند . اگر قاب - كه به آن آشّيق - مىگفتند ، به صورت آلچى مىايستاد ، كسى كه آن را انداخته ، شاه مىگرديد اگر به صورت تخان مىايستاد ، كسى كه آن را انداخته ، وزير مىشد . اگر به صورت بيگ مىايستاد : شخصى كه آن را انداخته ، فراش مىگردد و اگر جيك مىشد ، آن شخص گناهكار محسوب مىشد . به دستور شاه و راهنمايى وزير ، فراش گناهكار را به مقدار معينى تورنا مىزد . تورنا از پارچهء كتانى درست مىشد . ( 2 ) . در نسخه « 3 » . ( 3 ) . در نسخه « علاهده » . ( 4 ) . در اطراف نمين در مرز تالش شمالى ، شامل عنبران بالا و عنبران پايين . ( 5 ) . در نسخه « گفتيم » . ( 6 ) . در نسخه « خانهاى » . ( 7 ) . در نسخه « آقاجى » .